Warning: Invalid argument supplied for foreach() in /var/customers/webs/loxblog/core/funections.php on line 2146

Warning: Invalid argument supplied for foreach() in /var/customers/webs/loxblog/core/funections.php on line 2146

Warning: Invalid argument supplied for foreach() in /var/customers/webs/loxblog/core/funections.php on line 2146

Warning: Invalid argument supplied for foreach() in /var/customers/webs/loxblog/core/funections.php on line 2146
سرزمین مادری وارث خاطرات نسل‌ها

تبلیغات در سایت ما
یکشنبه 04 مرداد 1405

از سرزمین مادری

لینکستان
ورود کاربران

» رمز عبور را فراموش کردم ؟
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

سرزمین مادری وارث خاطرات نسل‌ها

   سرزمین مادری وارث خاطرات نسل‌ها   

سرزمین مادری شناسه‌هایی همچون فرهنگ، آئین‌، اقلیم و نحوه معشیت مردم را در بردارد. در این سرزمین علیرغم اینکه انسان‌ها هم‌نژاد و هم مذهب با یکدیگر نیستند و اغلب کیلومترها دور ازهم و بسیار متفاوت زندگی می‌کنند، تفکرات معنوی، پندارها، نیازها و ارزش‌های ذاتی و خواسته‌های واقعی و یکسانی دارند و آنچه که در ناخودآگاه ذهن، جوهر و مفهوم درونی آنها شکل می‌گیرد همانند است.

همین تشابهات آنچنان حس تعلقی در میان مردمان آن مرز و بوم ایجاد می‌کند که گویی همگی انتزاعی از یک مکان خاص هستند. آنان در جای جای این کره خاکی تأثیرات هماهنگ و همسان به جای می‌گذارند. این تأثیرات هماهنگ نشأت گرفته از هنجارهای اجتماعی شناخته شده و فرهنگ جاری است. با یک رویکرد ناب و تاریخ‌گرایانه نسبت به سرزمین مادری می‌توان گفت:

محلات قدیمی در سرزمین مادری قلمرو پایه در پیوندهای اجتماعی به شمار میروند و شکل‌گیری بخش عظیمی از کمالات انسانی در دل این محلات کوچک رخ می‌دهد. سرزمین مادری در دوران کودکی در قلمرو محلی مطرح است و حوزه نفوذ آن در سنین نوجوانی در قلمرو ملی مطرح می‌گردد. حال آنکه در بزرگسالی گاه کل کره خاکی بعنوان سرزمین مادری آدمیان تلقی می‌گردد. آنچه در همه اینان مشترک است احساس تعلق قوی در سرزمین خاطره‌هاست.

من از این خانه پر نور به در می‌نروم
من از این شهر مبارک به سفر می‌نروم
منم و این صنم و عاشقی باقی عمر
من از او گر بکشی جای دگر می‌نروم

در سرزمین مادری معانی بس عظیم نهفته است که پوسته ظاهری متفاوت این سرزمین در هر زمان آن را در برگرفته است. آنچه در این سلسله ادوار تداوم یافته مفهومی با نام هویت است. احساس «این همان و این نه آنی»!

حفاظت از سرزمین مادری به منزله حفاظت از جوهر زندگی و هویت ملی است. حفاظت از خاطرات نسل‌ها و روح دوران‌هاست.روح حاکم بر کالبد سرزمین مادری در فرهنگ ساکنان آن تأثیر گذاشته و به سایر نقاط جهان نیز تسری می‌یابد.

آنچه از سرزمین مادری ما نقش بر خیال بسته ،معاشقه آب و گیاه در باغ ایرانی است و تلاش ایرانیان برای وصال و پناه بردن از گرمای جهنمی جبار به سایه طوبایی درخت و دل سپردن به زمزمه مزامیری جویبار.

اما ایرانیان در آن هنگام که در باغ حضور ندارند ،نقش تمثیلی از آن را در قالی درون خانه جلوه گر ساخته اند که تأثیرش آنچنان جهان شمول و فراگیر گشته که در مراسم

ترحیم پاپ بزرگ در اروپا از قالی ارزشمند ایرانی استفاده میگردد ویا کف زیباترین مسجد امارات متحده عربی با بزرگترین قالی جهان که یک قالی زیبا و دستباف ایرانی است فرش میگردد.

همچنین انتزاعی از گل و درخت را به صورت بته جقه برپارچه و کاشی میتوان دید وغایت این نقوش انتزاعی به شکل صور اسلیمی در همه فضاهای زندگی معنوی همچون عبادتگاه و مسجد حضور یافته است.

بوی کاهگل در کوی و برزن ،نقش گل و مرغ بر درب خانه ها و نقوش شمسه و لوتوس بر دیواره ها و حصار خانه ها ، باغچه کوچک خانه پدری با رایحه شکوفه های درختان میوه و حیاط مرکزی خانه مادر بزرگ که کانون تمرکز و تجمع همگان گرد طبیعت کوچک درون خانه است ،همه و همه برانگیزنده احساس دلتنگی نسبت به سرزمین مادری است که در هر پلک برهم گذاشتن بر پرده ذهن نقش می بندد.

خاطرات جمعی از مراسم و اعیاد مذهبی ،حال و هوای عید در مراسم نوروز، لباسهای محلی و اغذیه بومی، بوی خاک باران خورده در کوی و برزن محلات قدیمی ،یادواره آهنگ دلنشین اذان ،حضور چهار فصل در خاطرات و آلبوم عکسها تداعی گر احساس شعف و اشتیاق دوران کودکی در سرزمین مادری است .

امروز بر سر این فرهنگ و تمدن کهن چه آمده؟آیا چیزی برای نقش بستن در خاطراتمان هست که به سالهای بعد ببریم؟ آیا ردپای هویت هنوز در بقایای تصاویر شهر هست؟ آیا نسلهای آتی خاطره ذهنی اصیل و جاودانی از سرزمین مادری خود خواهند داشت؟محمدمهدی محمودی‌ـ لیدا اسلامی‌http://ammi.ir

 

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


درباره ما
پرنده را که آزاد کنی روزی برمــــــی گردد و مــــــــــــــنِ خاکـــــــی از ایـــــن اتفــــــاق زمینی زیـــــــــــــاد دور نیســــــــتــــم....
آمار
آمار مطالب
  • کل مطالب : 128
  • کل نظرات : 24
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاین : 0
  • تعداد اعضا : 3
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 0
  • بازدید دیروز : 5
  • ورودی امروز گوگل : 0
  • ورودی گوگل دیروز : 0
  • آي پي امروز : 0
  • آي پي ديروز : 1
  • بازدید هفته : 47
  • بازدید ماه : 105
  • بازدید سال : 105
  • بازدید کلی : 105
  • اطلاعات شما
  • آی پی : 216.73.216.59
  • مرورگر :
  • سیستم عامل :
  • امروز : یکشنبه 04 مرداد 1405
  • امکانات جانبی
    آخرین نظرات کاربران
    لیلا44 - سلام بسیار جالب بود - دوشنبه 08 دی 1404
    ناصر پویان(امیداسلامی عربانی سابق) - همشهری فرهیخته و بزرگوار
    به شما محقق و نویسنده صومعه سرایی افتخار می کنم .خداوند شماها زیاد کند. یک ملت به فرزندان فرهیخته خود افتخار می نه پول ومالدارش . خدا شماها را حفظ کند .مقاله شیخ عبدالقادر گیلانی (صومعه سرایی) این حقیر را که به زبان انگلیسی در خارج چاپ ومنتشر شده را ملاحظه فرموده و به همشهریهای دیگر نیز معرفی فرمایید.بنده مقاله فارسی شما در باره ایشان را خواندم - لذت بردم.با احترام پدرانه-ناصر پویان - دوشنبه 08 دی 1404
    ناصر پویان(امیداسلامی عربانی سابق) - همشهری فرهیخته و بزرگوار
    به شما محقق و نویسنده صومعه سرایی افتخار می کنم .خداوند شماها زیاد کند. یک ملت به فرزندان فرهیخته خود افتخار می نه پول ومالدارش . خدا شماها را حفظ کند .مقاله شیخ عبدالقادر گیلانی (صومعه سرایی) این حقیر را که به زبان انگلیسی در خارج چاپ ومنتشر شده را ملاحظه فرموده و به همشهریهای دیگر نیز معرفی فرمایید.بنده مقاله فارسی شما در باره ایشان را خواندم - لذت بردم.با احترام پدرانه-ناصر پویان - دوشنبه 08 دی 1404
    حمید یزدانی - «برای خالو قربان »
    شرم از آیینه تالار
    می بارید
    وزمین را
    توان شکافتن و
    بلعیدنت نبود
    که به پابوس رفته بودی
    سرهنگ
    القاب ارزانی تو
    ستاره را وا گذاشتی و
    دلخوش حلب پاره هایی
    آویز سینه ات
    از نام گرم «خالو» گذشتی و
    در هیئت مردابی
    بر خاک پای کسوف بوسه زدی
    وامان نامه ات
    کاکل خونین رفیقی شد
    هم کاسه ی دیروزت
    که جنگل را
    اعتبار می بخشید
    دلم برای تفنگت می سوزد
    دلم برای
    ایلت
    نامت بوی خیانت می دهد
    سرهنگ
    القاب ارزانی تو
    کاش به «خالو»بودن
    دل می بستی
    سرهنگ

    «آذر 66»
    «مهدی ریحا نی» صومعه سرا - دوشنبه 08 دی 1404
    دنيا رحيمي - مطالبتون خيلي جالب بود خيلي به دردم خورد منم پدر بزرگم سنگجوبي بودند خوشحال شدم - دوشنبه 08 دی 1404
    مریم - سلام ،لحظاتی رو با مطالعه مطالب وبلاگتون لذت بردم . موفق و موید باشید . اگر لایق دونستید و وبلاگ بنده حقیر رو هم لینک بفرمائید خوشحال می شم . - دوشنبه 08 دی 1404
    سنجرانی - سلام امروز موفق شدم همه ی مطالبه وبلاگو بخونم مطالب بسیار عالییی و مفید بودن اشعار بسیار زیبا و قابل تحسین صومعه سرا هم که بی نظیر، شدیدا مشتاق یک سفر شدم به صومعه سرا ، نکته ها و حکایتهای مدیریتی هم که فوق العاده بود مخصوصا ( دلیلی برای زندگی).
    با آرزوی موفقییت روز افزون ، و دستیابی به هر انچه که میخواهید.
    موفق باشید. - دوشنبه 08 دی 1404
    مرواریـــــــــــــــــــــــــــد - داداش وبلاگ خیلی خوبی داری عالــــــــــــــــــــــــی - دوشنبه 08 دی 1404
    دفتر بیمه آسیا نمایندگی صومعه سرا - سلام هم شهری خوشحال میشم لینکمون کنی در صورت موافقت با تبادل لینک بهمون خبر بده
    مطالب جالب بود لطفا مطالب بیشتری راجع به شهرستانمون بذار اگر کار بیمه ای هم داشتی به ما سر بزن
    موفق باشی - دوشنبه 08 دی 1404
    سارا - سلام رضا جون منو لینک کن قربونت داداش
    http://www.downloadtala.com - دوشنبه 08 دی 1404