تبلیغات در سایت ما
یکشنبه 04 مرداد 1405

از سرزمین مادری

لینکستان
ورود کاربران

» رمز عبور را فراموش کردم ؟
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

آغوز بازی

آغوز بازی: (گردو بازی)

مکان : کوچه ، میدان و خیابان
تعداد بازیکنان : نامحدود
فصل بازی : بیشتر در تابستان
برای پیدا کردن حریف بچه ها در کوچه فریاد می زنند البازی - آغوز بازی

بازیکنان جمع می شوند و برای شروع:
1 : شیر یا خط می اندازند
2 : تر یا خشک ( فیلی یا خشک)
3 : نقطه معینی را مشخص می کنند و بازیکنان تیله خود را به آن نقطه می اندازند و به ترتیب گردوی هرکسی به هدف نزدیک تر باشد در جات زیر را می گیرد :

-1 : پیشم : استاد
-2 : نیشم : اول
-3 : دوم نیشم : دومم
-4 : سوم نیشم : سومم
-...

اصطلاحات :
آغوز :گردوی معمولی
هشتک : هشت یک = هشت گردو در کف دست یک بچه جای بگیرد

تیره (تیله) : گردوی بزرگ . آن را در پهن گاو می خواباندند تا سرخ شود و بعد، از سوراخ انتها در آن ساچمه سربی می ریختند و با موم می بستند تا محکم شود

انواع گردو بازی :

- یه پا :

-- بازیکنان هریک چند گردو (بسته به قرار داد) به ترتیب در یک صف می کارند و در فاصله معین می ایستند و با تیره به سوی گردو نشانه می روند ، باید تیره آن چنان بر سره گردوها بخورد که یکی از گردوها حداقل به اندازه یک پا (از پنجه تا پشنه) از صف گردوها دور شود

-تیره و گردو :

-- گردو را در یک خط ممتد با فاصله می کارند و هشتک را با دو انگشت می زنند(شبیه بازی تیله انگشتی تهرانی ها)

-دیوار زنی :
--بازیکنان در فاصله معین می ایستند و هر یک گردوی خود را به دیوار می کوبند . اگر فاصله گردوی دومی با اولی به اندازه یک وجب باشد دومی برنده است.یا گردو می گیرد یا کولی می خورد

منبع : انجمن گفتگوی گیلانیان


مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب

این نظر توسط واژه در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است

واژه گفته:

کارقشنگی روشروع کردی!!

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

مطمئنم کوچه باغهای زادگاهت هنوز بوی تورابخاطردارند

وصدای بازی توهرگزازخاطرشون نرفته

این نظر توسط مریم در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است

مریم گفته:

وسیع باش وتنها ،سربه زیر وسخت





وبلاگتون عالیه منتظرتون هستم دروبلاگم

این نظر توسط مریم در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است

مریم گفته:

وسیع باش وتنها ،سربه زیر وسخت







وبلاگتون عالیه منتظرتون هستم دروبلاگم


درباره ما
پرنده را که آزاد کنی روزی برمــــــی گردد و مــــــــــــــنِ خاکـــــــی از ایـــــن اتفــــــاق زمینی زیـــــــــــــاد دور نیســــــــتــــم....
آمار
آمار مطالب
  • کل مطالب : 128
  • کل نظرات : 24
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاین : 0
  • تعداد اعضا : 3
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 0
  • بازدید دیروز : 5
  • ورودی امروز گوگل : 0
  • ورودی گوگل دیروز : 0
  • آي پي امروز : 0
  • آي پي ديروز : 1
  • بازدید هفته : 47
  • بازدید ماه : 105
  • بازدید سال : 105
  • بازدید کلی : 105
  • اطلاعات شما
  • آی پی : 216.73.216.59
  • مرورگر :
  • سیستم عامل :
  • امروز : یکشنبه 04 مرداد 1405
  • امکانات جانبی
    آخرین نظرات کاربران
    لیلا44 - سلام بسیار جالب بود - دوشنبه 08 دی 1404
    ناصر پویان(امیداسلامی عربانی سابق) - همشهری فرهیخته و بزرگوار
    به شما محقق و نویسنده صومعه سرایی افتخار می کنم .خداوند شماها زیاد کند. یک ملت به فرزندان فرهیخته خود افتخار می نه پول ومالدارش . خدا شماها را حفظ کند .مقاله شیخ عبدالقادر گیلانی (صومعه سرایی) این حقیر را که به زبان انگلیسی در خارج چاپ ومنتشر شده را ملاحظه فرموده و به همشهریهای دیگر نیز معرفی فرمایید.بنده مقاله فارسی شما در باره ایشان را خواندم - لذت بردم.با احترام پدرانه-ناصر پویان - دوشنبه 08 دی 1404
    ناصر پویان(امیداسلامی عربانی سابق) - همشهری فرهیخته و بزرگوار
    به شما محقق و نویسنده صومعه سرایی افتخار می کنم .خداوند شماها زیاد کند. یک ملت به فرزندان فرهیخته خود افتخار می نه پول ومالدارش . خدا شماها را حفظ کند .مقاله شیخ عبدالقادر گیلانی (صومعه سرایی) این حقیر را که به زبان انگلیسی در خارج چاپ ومنتشر شده را ملاحظه فرموده و به همشهریهای دیگر نیز معرفی فرمایید.بنده مقاله فارسی شما در باره ایشان را خواندم - لذت بردم.با احترام پدرانه-ناصر پویان - دوشنبه 08 دی 1404
    حمید یزدانی - «برای خالو قربان »
    شرم از آیینه تالار
    می بارید
    وزمین را
    توان شکافتن و
    بلعیدنت نبود
    که به پابوس رفته بودی
    سرهنگ
    القاب ارزانی تو
    ستاره را وا گذاشتی و
    دلخوش حلب پاره هایی
    آویز سینه ات
    از نام گرم «خالو» گذشتی و
    در هیئت مردابی
    بر خاک پای کسوف بوسه زدی
    وامان نامه ات
    کاکل خونین رفیقی شد
    هم کاسه ی دیروزت
    که جنگل را
    اعتبار می بخشید
    دلم برای تفنگت می سوزد
    دلم برای
    ایلت
    نامت بوی خیانت می دهد
    سرهنگ
    القاب ارزانی تو
    کاش به «خالو»بودن
    دل می بستی
    سرهنگ

    «آذر 66»
    «مهدی ریحا نی» صومعه سرا - دوشنبه 08 دی 1404
    دنيا رحيمي - مطالبتون خيلي جالب بود خيلي به دردم خورد منم پدر بزرگم سنگجوبي بودند خوشحال شدم - دوشنبه 08 دی 1404
    مریم - سلام ،لحظاتی رو با مطالعه مطالب وبلاگتون لذت بردم . موفق و موید باشید . اگر لایق دونستید و وبلاگ بنده حقیر رو هم لینک بفرمائید خوشحال می شم . - دوشنبه 08 دی 1404
    سنجرانی - سلام امروز موفق شدم همه ی مطالبه وبلاگو بخونم مطالب بسیار عالییی و مفید بودن اشعار بسیار زیبا و قابل تحسین صومعه سرا هم که بی نظیر، شدیدا مشتاق یک سفر شدم به صومعه سرا ، نکته ها و حکایتهای مدیریتی هم که فوق العاده بود مخصوصا ( دلیلی برای زندگی).
    با آرزوی موفقییت روز افزون ، و دستیابی به هر انچه که میخواهید.
    موفق باشید. - دوشنبه 08 دی 1404
    مرواریـــــــــــــــــــــــــــد - داداش وبلاگ خیلی خوبی داری عالــــــــــــــــــــــــی - دوشنبه 08 دی 1404
    دفتر بیمه آسیا نمایندگی صومعه سرا - سلام هم شهری خوشحال میشم لینکمون کنی در صورت موافقت با تبادل لینک بهمون خبر بده
    مطالب جالب بود لطفا مطالب بیشتری راجع به شهرستانمون بذار اگر کار بیمه ای هم داشتی به ما سر بزن
    موفق باشی - دوشنبه 08 دی 1404
    سارا - سلام رضا جون منو لینک کن قربونت داداش
    http://www.downloadtala.com - دوشنبه 08 دی 1404